»آخرین مطالب سایت
وبسایت رسمی مولانا عبدالصمد غیاثی
آیا احناف از قول امام خودشان تکفیر می شوند؟

آیا احناف از قول امام خودشان تکفیر می شوند؟

پرسش: ابومطیع بلخی می گوید: من از ابوحنیفه رحمه الله پرسیدم، کسی که بگوید: من نمیدانم که پروردگارم در آسمان است یا در زمین چه حکمی دارد؟ در جواب فرمود: کافر است. آیا این روایت از امام صحت دارد یا خیر؟
پاسخ: در پاسخ به این سوال عرض می شود که برخی از علماء؛ مانند، شیخ الاسلام ابن تیمیه در مجموع الفتاوی و ابن ابی العز در شرح الطحاویه و غیرهما، آن را آورده اند.
چنانکه ابن تیمیه رحمه الله می فرماید: ” وَقَالَ أَبُو مُطِیعٍ البلخی فِی کِتَابِ ” الْفِقْهِ الْأَکْبَرِ ” الْمَشْهُورِ : سَأَلْت أَبَا حَنِیفَهَ عَمَّنْ یَقُولُ لَا أَعْرِفُ رَبِّی فِی السَّمَاءِ أَوْ فِی الْأَرْضِ . قَالَ : قَدْ کَفَرَ ؛ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ : { الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى } وَعَرْشُهُ فَوْقَ سَبْعِ سَمَوَاتِهِ فَقُلْت إنَّهُ یَقُولُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى وَلَکِنْ لَا یَدْرِی الْعَرْشُ فِی السَّمَاءِ أَوْ فِی الْأَرْضِ ؛ فَقَالَ إذَا أَنْکَرَ أَنَّهُ فِی السَّمَاءِ کَفَرَ ؛ لِأَنَّهُ تَعَالَى فِی أَعْلَى عِلِّیِّینَ ؛ وَأَنَّهُ یُدْعَى مِنْ أَعْلَى لَا مِنْ أَسْفَلُ” . (مجموع فتاوى ابن تیمیه – (۱ / ۴۴۴)
اما اینکه آیا این گفته از امام ثابت است یا نه، در اینمورد عرض می شود که خیر ، این سخن از امام با سند صحیح ثابت نیست. زیرا راوی آن ابومطیع بلخی است و او شخص متکلَم فیه است و متخصصان فن رجال او را ضعیف قرار داده اند.
علامه انورشاه کشمیری رحمه الله می فرماید: “والفقه الأکبر من تصنیف أبی مطیع البلخی الحکم بن عبد اللّه تلمیذ أبی حنیفه ، وهو متکلم فیه وعندی أنه صدوق ، وفی المیزان : کان ابن المبارک یعظمه ویوقره”. (العرف الشذی للکشمیری – (۱ / ۴۹۴)
کتاب الفقه الأکبر از تصنیف ابی مطیع بلخی حکم بن عبدالله شاگرد امام ابوحنیفه رحمه الله است، و او متکلَّم فیه است، (یعنی در مورد وی سخن گفته شده است) و به نظر من او صدوق (یعنی بسیار راست گو) است، و در المیزان آمده است که ابن مبارک وی را تعظیم می کرد و احترام می داد.
و در فیض الباری در مورد بحث نفی زیادتی و نقصان ایمان می فرماید: آنچه در الفقه الاکبر به امام نسبت داده شده است، محدثین معتقدند که آن از تصنیف خود امام نیست، بلکه از تصنیف شاگرد وی ابی مطیع بلخی می باشد، در حالی که امام ذهبی در مورد وی سخن گفته و او را جهمی قرار داده است، من میگویم: چنین نیست که وی گفته است، لیکن او در باب حدیث حجت نیست، زیرا که نقدکننده نیست. و من چندین نسخه از الفقه الاکبر را دیده ام که همه را باهم متفاوت یافتم. همچنین کتاب العالم و المتعلم و دو کتاب الوسیط صغیر و کبیر ، همه اینها به امام منسوب هستند، لیکن درست و صحیح اینست که اینها مال امام نیستند.
وأما مانسب إلیه فی «الفقه الأکبر» فالمحدِّثون على أنه لیس من تصنیفه. بل من تصنیف تلمیذه أبی مطیع البلخِی، وقد تکلم فیه الذهبی، وقال: أنه جَهْمِیٌّ. أقول: لیس کما قال، ولکنه لیس بحجهٍ فی باب الحدیث، لکونه غیر ناقد. وقد رأیت عده نُسخ للفقه الأکبر فوجدتُها کلها متغایره. وهکذا «کتاب العالم والمتعلم» «والوسیطین» الصغیر والکبیر، کلها منسوبه إلى الإمام، لکن الصواب أنها لیست للإمام. (فیض الباری شرح صحیح البخاری – (۲ / ۷۹)
علامه سمعانی رحمه الله می نویسد: عبدالله بن احمد بن حنبل می فرماید: من از پدرم در مورد ابی مطیع البلخی پرسیدم، فرمود: مناسب نیست که از وی روایت کرده شود، یحیی بن معین فرموده است: ابو مطیع خراسانی چیزی نیست، ابو حاتم رازی فرموده است: ابو مطیع قاضی بلخ بوده مرجئه و در حدیث ضعیف هست.
“قال عبد الله بن أحمد بن حنبل: سألت أبی عن الحکم أبی مطیع البلخی ؟ قال: لا ینبغی أن یروى عنه، وقال یحیى بن معین: أبو مطیع الخراسانی لیس بشئ ; وقال: أبو حاتم الرازی: أبو مطیع کان قاضی بلخ مرجئ ضعیف الحدیث” (الأنساب للسمعانی – (۳ / ۳۸)
امام ذهبی رحمه الله در مورد ابو مطیع می نویسد: در رأی و نظر بسیار بصیرت داشت، علامه و دارای شأن بزرگی بود، لیکن در حفظ حدیث واهی و ضعیف است، ابن مبارک بخاطر دین و علمش وی را تعظیم و تجلیل می کرد، ابن معین گفته: چیزی نیست، و مرتبه ای دیگر گفته ضعیف است، امام بخاری گفته است: ضعیف و صاحب رأی هست، نسائی گفته: ضعیف است، ابن جوزی او را در الضعفآء ذکر کرده است، امام احمد گفته است: مناسب نیست که از وی چیزی روایت کرده شود، ابو داود گفته است: حدیثش را ترک کرده اند و جهمی بوده است، ابن عدی گفته است: ضعفش واضح است اکثر آنچه روایت می کند متابع ندارند، ابن حبان گفته است: ار سران مرجئه بود از کسانی بود که سنت ها و نسبت دهنده گان آنها را مبغوض می داشت.”کان بصیرا بالرأى علامه کبیر الشأن، ولکنه واه فی ضبط الاثر. وکان ابن المبارک / یعظمه ویجله لدینه وعلمه. قال ابن معین: لیس بشئ. وقال – مره: ضعیف. وقال البخاری: ضعیف صاحب رأى. وقال النسائی: ضعیف. وقال ابن الجوزى – فی الضعفاء: الحکم بن عبدالله بن مسلمه أبو مطیع الخراسانی القاضى یروى عن إبراهیم بن طهمان، وأبى حنیفه، ومالک. قال أحمد: لا ینبغى أن یروى عنه شئ. وقال أبو داود: ترکوا حدیثه، وکان جهمیا. وقال ابن عدى: هو بین الضعف، عامه ما یرویه لا یتابع علیه. وقال ابن حبان: کان من رؤساء المرجئه ممن یبغض السنن ومنتحلیها. (میزان الاعتدال – (۱ / ۵۷۴)
شیخ آلبانی رحمه الله در مورد حدیثی که در سند آن ابومطیع بلخی موجود است می نویسد: “قلت : و هذا موضوع ، أبو مطیع البلخی و اسمه الحکم بن عبد الله صاحب أبی حنیفه قال أبو حاتم : کان کذابا ، و قال الجوزجانی : کان من رؤساء المرجئه ممن یضع الحدیث ، و ضعفه سائر الأئمه ، و قد اتهمه الذهبی بوضع حدیث یأتی عقب هذا ، ” . (السلسله الضعیفه – (۲ / ۴۰)
من میگویم این حدیث ساختگی است، زیرا ابومطیع بلخی که اسمش حکم بن عبدالله و شاگرد امام ابوحنیفه است، ابوحاتم در موردش گفته: دروغگو بوده است، جوزجانی گفته است: از روءسای مرجئه و از کسانی بوده که حدیث وضع می کرد، و همه ائمه وی را ضعیف قرار داده اند، و ذهبی نیز او را به وضع حدیث متهم نموده است که بعد از این بحث می آید.
اکنون با توجه به اقوال متخصصان که در مورد ابو مطیع البلخی گفته اند، آیا می توان بنابر استناد بر گفته ی چنین شخصی گروه بزرگی از مسلمانان را که مذهب حنفی دارند تکفیر نموده و آنان را از حنفیت خارج کرد؟ مسلم است که پاسخ منفی است.
پس معلوم است که این همه سر و صدا ها در فضای مجازی یا از روی غرض و جهت تخریب اذهان برنامه ریزی شده است، یا از روی جهالت و نادانی و تقلید کورکورانه، این ها افرادی هستند که دیگران را از تقلید در مسایل فقهی نهی میکنند و خود در مسایل اعتقادی تقلید می کنند.
اللهم أرنا الحق حقا و ارزقنا اتباعه و أرنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه. آمین برحمتک یا ارحم الراحمین.
نویسنده: مولانا عبدالصمد غیاثی

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “آیا احناف از قول امام خودشان تکفیر می شوند؟”

قالب وردپرس