»آخرین مطالب سایت
وبسایت رسمی مولانا عبدالصمد غیاثی
مختصر معارف التوحید( قسمت سوم)

مختصر معارف التوحید( قسمت سوم)

 

انواع توحید در تصرف

توحید در تصرف بر دو نوع است : (۱)- توحید در تدبیر أمور عظام ، یعنی انجام کارهای مهم و بزرگ؛ مانند، تصرف شب و روز ، نازل کردن باران و غیره . این قبیل أمور را فقط الله تعالی انجام می دهد . (۲)- توحید در تدبیر أمور حقیره ، یعنی أمور کوچک و عادی جهان را نیز خداوند انجام می دهد .

بیان قرآن برای امور عظام

بیان اول

مشرکین مکه بطور مذهبی معتقد بودند که بر شب و روز آفتاب و مهتاب فقط حکم خداوند جاری است ، و او در این صفت واحد و لا شریک است ، و هیچ موجودی با او ذاتا و عطاء بالفعل و بالقوه شریک نیست .

دلیل اول: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ» [العنکبوت : ۶۱] . ترجمه: هر گاه از آنان (که کسانی و یا بتهائی را شریک خدا می دانند ) بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است ، و خورشید و ماه را ( برای منافع شما انسانها روان و) مسخّر کرده است ؟ قطعاً خواهند گفت : خدا ، پس چگونه (از عبادت خدا) برگردانیده می‌شوند؟! علامه آلوسی رحمه الله می نویسد: «أی إذا کان الأمر کذلک فکیف یصرفون عن الإقرار بتفرده عزّ وجلّ فی الألوهیه مع إقرارهم بتفرده سبحانه فیما ذکر من الخلق والتسخیر» . (تفسیر الألوسی) ترجمه: یعنی وقتی معامله این طوری است، اینها با وجود اعتراف توحید خالقیت و تسخیر خورشید و ماه، از اقرار توحید ألوهیت الله تعالی چگونه بر می‌گردند.

دلیل دوم: «قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ اللَّیْلَ سَرْمَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُمْ بِضِیَاءٍ أَفَلَا تَسْمَعُونَ (۷۱) قُلْ أَرَأَیْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَیْکُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ مَنْ إِلَهٌ غَیْرُ اللَّهِ یَأْتِیکُمْ بِلَیْلٍ تَسْکُنُونَ فِیهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ»  [القصص : ۷۱ ، ۷۲] . ترجمه: بگو ببینید اگر بگرداند بر شما شب را همیشه به درازا تا روز قیامت، کیست حاکم غیر از خدا که بیاورد برای شما روشنی، آیا نمی‌شنوید. بگو ببینید اگر بگرداند بر شما روز را همیشه طولانی تا روز قیامت، کیست حاکم بجز از خدا که بیاورد برای شما شب را که استراحت می‌کنید در آن، آیا نمی‌بینید. علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: «فإذا أقررتم بأنه لا یقدر على إیتاء اللّیل والنّهار غیره فلمَ تشرکون به» . (الجامع لأحکام القرآن للقرطبی) ترجمه: پس وقتی شما به این امر إعتراف دارید که غیر از الله تعالی هیچ هستی دیگری، بر آوردن شب و روز قادر نیست، پس چرا با الله تعالی دیگران را در عبادت شریک قرار می‌دهید؟

بیان دوم

مشرکین مکه دارای این عقیده مذهبی بودند که فقط خداوند متعال می تواند از آسمان باران نازل کند و انواع گیاهان و درختان را می رویاند و او در این صفت واحد و لا شریک است ، و هیچ موجودی دیگر به طور ذاتی و عطائی با او شریک نیست .

دلیل اول: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِهَا لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» [العنکبوت : ۶۳] . ترجمه: اگر از آنان (که مشکوکند)  بپرسی چه کسی از آسمان آب بارانده است و زمین را به وسیله آن بعد از مردنش زنده گردانده است ؟ قطعاً خواهند گفت : خدا ! علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: « أی فإذا أقررتم بذلک فلِمَ تشرکون به وتنکرون الإعاده . (الجامع لأحکام القرآن للقرطبی ) ترجمه: وقتی شما اعتراف دارید بر اینکه الله تعالی در تصرف باران و نباتات یگانه است، پس چرا در عبادت با وی شریک مقرر می‌کنید، و زندگی دو باره را انکار می کنید .

دلیل دوم: «أَفَرَأَیْتُمْ مَا تَحْرُثُونَ (۶۳) أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ» [الواقعه : ۶۳ ، ۶۴] . ترجمه: آیا دیدید آنچه می‌کارید- آیا شما آن را می رویانید ، یا ما می رویانیم؟ علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: «فإذا أقررتم بأن إخراج السُّنْبل من الحبّ لیس إلیکم ، فکیف تنکرون إخراج الأموات من الأرض وإعادتهم؟! (الجامع لأحکام القرآن للقرطبی ). ترجمه:  پس وقتی شما اقرار می‌کنید که در اختیار هیچ مخلوقی نیست که خوشه را از دانه بیرون بیاورد ، پس چگونه خارج گردانیدن مردگان را از زمین واعاده آنها را انکار می کنید .    

دلیل سوم: «أَفَرَأَیْتُمُ الْمَاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ (۶۸) أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ» [الواقعه : ۶۸ ، ۶۹] . ترجمه: آیا پس دیدید آن آب را که می‌آشامید- آیا شما آب را از ابر پائین آورده‌اید ، یا ما آن را فرود می آوریم؟ علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: « أی فإذا عرفتم بأنی أنزلته فَلِمَ لا تشکرونی بإخلاص العباده لی؟(الجامع لأحکام القرآن للقرطبی ) ترجمه: پس وقتی شما این را می‌دانید که آب را من به سوی شما نازل کرده‌ام، پس چرا با عبادت خالص از من تشکر و قدردانی نمی‌کنید.

دلیل چهارم: «أَفَرَأَیْتُمُ النَّارَ الَّتِی تُورُونَ» [الواقعه : ۷۱] . ترجمه: آیا دیدید آن آتش را که روشن می‌کنید . علامه قرطبی رحمه الله می نویسد: «أی فإذا عرفتم قدرتی فاشکرونی ولا تنکروا قدرتی على البعث . (الجامع لأحکام القرآن للقرطبی ) ترجمه: پس وقتی این قدرت من را می‌دانید، از من تشکر کنید و قدرت مرا بر زندگی بار دوم انکار نکنید.

بیان سوم

مشرکین مکه دارای این عقیده مذهبی بودندکه مراحل توالد و تناسل تمام مخلوقات خشکی و دریائی در اختیار و تصرف خداوند است . و او بر دلها ، چشمها و گوشهای آنان تصرف می کند . همه اینها از جمله امور عظامی هستند که فقط خداوند در آنها متصرف است و هیچ موجود دیگری نمی تواند به طور ذاتی و عطائی ، بالفعل و بالقوه تصرف کند .

دلیل اول: «قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» [یونس : ۳۱] . ترجمه: بگو کیست که رزق می‌دهد شما را از آسمان و زمین یا کیست مالک گوش و چشمها و کیست که بیرون می‌آورد زنده را از مرده و مرده را از زنده و کیست که به انتظام می‌کند کارها را پس می‌گویند که خداست بگو، پس چرا از خدا نمی ترسید (واز عبادت غیر الله پرهیز نمی کنید) .

علامه مظهری رحمه الله می نویسد : «خبر مبتدأ محذوف أى هو اللّه یعنى لا یقدرون على اسناد هذه الأمور إلى ما یدعونه ألهه لظهور بطلانه (التفسیر المظهرى) ترجمه: مراد الهی از این آیه این است که مشرکین این أمور را بطرف معبودان باطله‌ی خود نسبت نمی‌دادند زیرا که بطلان این کاملاً واضح است.

علامه عثمانی رحمه الله علیه می‌نویسد:«مشرکین معترف بودند که کلیه امور عظام را به غیر از خداوند کسی دیگر نمی‌تواند انجام دهد». (فوائد تفسیریه از عثمانی)

بیان چهارم

مشرکین مکه دارای این عقیده بودند که مالک تمام مخلوقات روی زمین خواه در خشکی باشند خواه در دریا فقط الله تعالی است و هیچ هستی دیگر ی ذاتا و عطاءً بالفعل باشد یا بالقوه مالک نیست . 

دلیل اول: «قُلْ لِمَنِ الْأَرْضُ وَمَنْ فِیهَا إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۸۴) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ» [المؤمنون : ۸۴ ، ۸۵] . ترجمه: بگو برای کیست زمین و آنچه در آنست اگر شما می‌دانید. اکنون خواهند گفت: برای خداست، بگو آیا پس شما نمی‌اندیشید.

ابن کثیررحمه الله می نویسد:« أی: فیعترفون لک بأن ذلک لله وحده لا شریک له» (تفسیر ابن کثیر). ترجمه: پس اعتراف می‌کنند در حضور شما بر اینکه این فقط در شأن خداوندی است که در این صفت یگانه است و هیچ شریکی ندارد.

بیان پنجم

مشرکین دارای این عقیده بودند که فقط الله تعالی مالک تمامی عالم عُلْوَی یعنی ، عرش ، کرسی ، هفت آسمان ، ستاره ها ، ملائکه ، بهشت و دوزخ است ، وهیچ هستی دیگری به طور ذاتی و عطائی مالک و متصرف نیست .

دلیل اول: «قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَرَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ (۸۶) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» [المؤمنون : ۸۶ ، ۸۷] . ترجمه: بگو کیست مالک آسمانهای هفتگانه و مالک  تخت بزرگ. الآن جواب خواهند داد که الله است، بگو آیا پس شما (از عذاب خدا) نمی‌ترسید.

علامه ابن کثیر رحمه الله می نویسد: «أی: من هو خالق العالم العُلْوی بما فیه من الکواکب النیّرات، والملائکه الخاضعین له فی سائر الأقطار منها والجهات، ومن هو رب العرش العظیم، (تفسیر ابن کثیر). ترجمه: یعنی خالق عالم بالا با ستارگان درخشان و فرشتگانی که در تمام اکناف و اطراف آسمانها برای الله تعالی تضرع و عاجزی می‌کنند ومالک عرش بزرگ ،کیست؟

 

بیان ششم

مشرکین مکه دارای این عقیده بودند که متصرف ، مختار و مدبر کل در تمام اشیاء بدون استثناء فقط ذات باری تعالی است و هیچ هستی دیگری در این صفت حتی ذره ای شریک نیست ، نه ذاتا و نه عطاءً ، اگر چه معبودان ما اختیارات جزئی دارند ولی اختیارات کلی در دست اوست ، وبه دیگران ذاتا و عطاءً تفویض نکرده است .

دلیل اول: «قُلْ مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ یُجِیرُ وَلَا یُجَارُ عَلَیْهِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (۸۸) سَیَقُولُونَ لِلَّهِ قُلْ فَأَنَّى تُسْحَرُونَ»  [المؤمنون : ۸۸ ، ۸۹] . ترجمه: بگو در دست کیست پادشاهی هر چیز و او پناه می دهد و کسی از او پناه داده نمی شود اگر شما می‌دانید. الآن خواهند گفت که برای خداست، بگو پس چگونه شما جادو می شوید.

دلیل دوم: «قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَیُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَمَنْ یُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَفَلَا تَتَّقُونَ» [یونس : ۳۱] . ترجمه: بگو کیست که رزق می‌دهد شما را از آسمان و زمین یا کیست مالک گوش و چشمها و کیست که بیرون می‌آورد زنده را از مرده و مرده را از زنده و کیست که به انتظام می‌کند کارها را پس می‌گویند که خداست بگو، پس چرا از خدا نمی‌ترسید .

علامه آلوسی رحمه الله می نویسد: « أی ومن یلی تدبیر أم العالم جمیعاً» (تفسیر الألوسی). ترجمه: و در اختیار چه کسی است تصرف در تمام کارهای عالم؟

بیان هفتم

مشرکین مکه هنگامی که در طوفانهای دریایی گرفتار امواج سهمگین می شدند ، دارای این اعتقاد مذهبی بودند که فقط ذات باریتعالی می تواند آنها را یاری داده و از غرق شدن نجات دهد و معبودان باطله آنها به هیچ صورت نمی توانند در أمور آنها تصرف و اختیاری داشته باشند .

دلیل اول: «هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُکُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا کُنْتُمْ فِی الْفُلْکِ وَجَرَیْنَ بِهِمْ بِرِیحٍ طَیِّبَهٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ کُلِّ مَکَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنْجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَکُونَنَّ مِنَ الشَّاکِرِینَ (۲۲) فَلَمَّا أَنْجَاهُمْ إِذَا هُمْ یَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ» [یونس : ۲۲ ، ۲۳] . ترجمه: او کسی است که روان می‌کند شما را در بیابان و دریا تا این که قرار می‌گیرید در کشتی و حرکت می‌دهند آنها را بادهای موافق و شادمان می‌شوند با آن، ناگهان آید بادی (طوفانی) سخت و بیاید به سراغ ایشان موج از هر سو و گمان می‌برند که از هر جهت گرفتار شده‌‌اند، می‌خوانند خدا را از روی خلوص نیت در بندگی او، که اگر برهانی ما را از این، خواهیم شد از شکر گزاران پس وقتی که نجات داد آنها را فوراً دست زدند به شرارت در زمین به ناحق. 

علامه آلوسی رحمه الله می فرماید: « فالآیه داله على أن المشرکین لا یدعون غیره تعالى فی تلک الحال» (تفسیر الألوسی) . ترجمه: به هر حال آیه دلالت بر این دارد که مشرکین در این حالت غیر از الله تعالی دیگران را صدا نمی‌کردند.

علامه ابن جریر رحمه الله می نویسد: «عن أبی عبیده فی قوله: (مخلصین له الدین) ، “هیاً شرا هیاً” تفسیره: یا حَیُّ یا قَیُّومُ» . (تفسیر الطبری) . ترجمه: از ابی عبیده رضی الله عنه مروی است که آنها در تفسیر «مخلصین له الدین» هیا شراهیا می‌گفتند که معنی آن یا حی یا قیوم است.

دلیل دوم: « وَإِذَا غَشِیَهُمْ مَوْجٌ کَالظُّلَلِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمَا یَجْحَدُ بِآیَاتِنَا إِلَّا کُلُّ خَتَّارٍ کَفُورٍ»  [لقمان : ۳۲]. ترجمه: ( منکران خدا ) هنگامی که ( سوار کشتی می شوند و ) موجهائی همچون کوه آنان را فرا می گیرد ، خالصانه خدا را به فریاد می خوانند و عبادت را خاصّ او می دانند . ولی هنگامی که آنان را نجات داده و سالم به خشکی رساندیم ، برخی از ایشان میانه روی را در پیش می گیرند ( و بر ایمان خود وفادار و پایدار می مانند ، و تعداد زیادی دوباره خدا را فراموش کرده و راه کفر در پیش می گیرند ) . آیه های ما را هیچ کسی جز خیانت پیشگان ناسپاس ، انکار نمی کند .

دلیل سوم: « وَأَمَّا عِکْرِمَهُ فَرَکِبَ الْبَحْرَ فَأَصَابَتْهُمْ عَاصِفٌ فَقَالَ أَصْحَابُ السَّفِینَهِ أَخْلِصُوا فَإِنَّ آلِهَتَکُمْ لَا تُغْنِی عَنْکُمْ شَیْئًا هَاهُنَا فَقَالَ عِکْرِمَهُ وَاللَّهِ لَئِنْ لَمْ یُنَجِّنِی مِنْ الْبَحْرِ إِلَّا الْإِخْلَاصُ لَا یُنَجِّینِی فِی الْبَرِّ غَیْرُهُ اللَّهُمَّ إِنَّ لَکَ عَلَیَّ عَهْدًا إِنْ أَنْتَ عَافَیْتَنِی مِمَّا أَنَا فِیهِ أَنْ آتِیَ مُحَمَّدًا صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ حَتَّى أَضَعَ یَدِی فِی یَدِهِ فَلَأَجِدَنَّهُ عَفُوًّا کَرِیمًا فَجَاءَ فَأَسْلَمَ» (سنن النسائی،باب الْحُکْمُ فِی الْمُرْتَدِّ) . ترجمه: عکرمه سوار کشتی شد در دریا با طوفان روبرو شدند صاحبان کشتی گفتند: در اینجا فقط خدا را صدا بکنید زیرا معبودان شما در دریا هیچ کمکی نمی‌توانند بکنند. عکرمه گفت: قسم بخدا اگر معبودان ما در دریا نتوانند ما را یاری کنند در خشکی هم نمی‌توانند این کار را بکنند خدایا من با تو عهد می‌کنم اگر مرا از اینجا نجات دادی می‌روم پیش محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ و به او ایمان می‌آورم. پس بعد از نجات آمد و ایمان آورد.

علامه آلوسی رحمه الله می نویسد: «وفی روایه ابن سعد عن أبی ملیکه «أن عکرمه لما رکب السفینه وأخذتهم الریح فجعلوا یدعون الله تعالى ویوحدونه قال : ما هذا؟ فقالوا : هذا مکان لا ینفع فیه إلا الله تعالى قال : فهذا له محمد صلى الله علیه وسلم الذی یدعونا إلیه فارجعوا بنا فرجع . وأسلم» (تفسیر الألوسی) . ترجمه: ابن سعد از ابی ملیکه نقل می‌کند زمانیکه عکرمه برکشتی سوار شد و طوفانی آنها را در برگرفت پس شروع کردند به صدا کردن الله تعالی ( و فقط به تنهای او را صدا می‌کردند) پس عکرمه فرمود این چیست؟ مردم گفتند: این وقتی است که غیر از الله تعالی هستی دیگر نمی‌تواند نفع برساند حضرت عکرمه رضی‌الله عنه فرمود: که این (توحید) همان چیزی است که حضرت محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ بطرف آن دعوت می‌دادند، پس ما را برگردانید و برگشته مسلمان شد.

دلیل چهارم: «وَإِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِیَّاهُ فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَکَانَ الْإِنْسَانُ کَفُورًا»  [الإسراء : ۶۷]. ترجمه: هنگامی که ناراحتیها در دریاها به شما می رسد ( و گرفتار طوفانها و امواج سهمگین می شوید) جز خدا همه کسانی که ایشان را به فریاد می خوانید از نظرتان ناپدید می گردند. امّا زمانی که خدا شما را ( از غرق شدن ) نجات داد و به خشکی رسانید ، ( از یکتاپرستی ) روی می گردانید، و اصولاً انسان بسیار ناسپاس است .

 

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “مختصر معارف التوحید( قسمت سوم)”

قالب وردپرس