»آخرین مطالب سایت
وبسایت رسمی مولانا عبدالصمد غیاثی
مختصر معارف التوحید(قسمت دوم)

مختصر معارف التوحید(قسمت دوم)

مرتبه دوم توحید و مشرکین مکه و یهود و نصاری

مشرکین مکه ، یهود و نصاری ، درجه دوم توحید یعنی توحید در خالقیت را می پذیرفتند و فقط خداوند را خالق تمام اشیاء و موجودات می دانستند ، و کلیه غیر الله را موجود بعد از عدم ، می دانستند .

بیـانات قـرآن

بیان اول:  مشرکین مکه، نه تنها بطور شفاهی ذات الله جل شانه را قبول داشتند، بلکه او را قلباً نیز تأیید می‏کردند. و با زبان خود اقرار و اعتراف می‏کردند، که ما و معبودان (بتهای) ما را الله تعالى خلق کرده است و  او در این صفت، واحد و لا شریک است و هیچ هستی دیگر، در این صفت ذرّه‏ای با خداوند به طور ذاتی و عطائی شریک نیست. مشرکین اگر چه الله تعالى را خالق خود و خالق بتهایشان قبول داشتند ولی در الوهیت، بتها را شریک الله تعالى می‏دانستند.

دلیل اول: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ» [الزخرف : ۸۷] . ترجمه: اگر از مشرکان بپرسی ، چه کسی آنان را آفریده است؟ مؤکّدانه می گویند: خدا ! پس چگونه (از عبادت حق تعالی) برگردانیده می‌شوند (و متوجّه پرستش چیزهای دیگری می گردند؟!). حافظ ابن کثیر رحمهالله علیه می‏نویسد: «و انما عبد هؤلاء المشرکون معه الههً، هم معترفون أنها مخلوقه له، عبید له کما کانوا یقولون فى تلبیتهم، لبیک لا شریک لک، الا شریکاً هو لک تملکه و ما ملک و کما أخبر تعالی عنهم فی قوله (مانعبدهم إلا لیقربونا إلی الله زلفی)» (ابن کثیر) ترجمه: مشرکین چنان معبودانی را با الله تعالی عبادت می‌کنند که در باره‌ی آنها اعتراف دارند که آنها مخلوق خدا و بنده‌ی او هستند؛ مانند اینکه، در تلبیه می‌گفتند که ای الله تعالی ما حاضریم هیچ شریکی برای تو نیست مگر شریکی که او مال تو است و تو آن را و آنچه را که او در اختیار دارد مالک هستی و مانند اینکه، الله تعالی در کلامش حال آنها را بیان فرموده که «ما عبادت آنها را فقط به این أمید می‌کنیم که آنها ما را به الله تعالی نزدیک کنند».

بیان دوم: مشرکین عرب إعتراف می‏کردند که فقط الله تعالى خالق زمین و آسمان است. و در این صفت واحد و لا شریک است. و هیچ هستی دیگر در این صفت حتی ذره‏ای با او نه ذاتاً و نه عطاءً شریک نیست.

دلیل اول: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى یُؤْفَکُونَ» [العنکبوت : ۶۱] . ترجمه: هر گاه از آنان  (که کسانی و یا بتهائی را شریک خدا می دانند ) بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است، و خورشید و ماه را ( برای منافع شما انسانها روان و ) مسخّر کرده است؟ قطعاً خواهند گفت: خدا ، پس چگونه (از عبادت خدا) برگردانیده می‌شوند ؟!

دلیل دوم: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» [لقمان : ۲۵] . ترجمه: هر گاه از آنان (که معتقد به انبازها و شرکاء هستند) بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ حتماً می گویند: خدا .

دلیل سوم: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزِیزُ الْعَلِیمُ» [الزخرف : ۹] . ترجمه: اگر از مشرکان بپرسی که چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است ، قطعاً خواهند گفت : خداوند با عزّت و بس آگاه .

دلیل چهارم: «وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ» [الزمر : ۳۸] . ترجمه: اگر از مشرکان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است؟ خواهند گفت: خدا .

مرتبه سوم توحید در تصرف و تدبیر

خداوند متعال متصرف ومدبّر در کلیه امور کلی و جزئی است و اختیارات تصرف و تدبیر را به پیامبران ، اولیاءالله ، سادات و پیران مذهبی بطور کلی و جزئی ، ذاتی و عطائی ، مافوق الاسباب تفویض نکرده است، زیرا ذات پاک او  درتصرف و تدبیر أمور ما فوق الأسباب عاجز نیست که آنها را بین افراد تقسیم کند ، ونیازی به معاون و مشیر و همکار ندارد، که انجام بعضی از کارهایش را به آنها بسپارد . اگر کسی بگوید: خداوند کل أمور یا بعضی أمور را بین خود و دیگران تقسیم کرده است مشرک است .

دلیل اول: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مَا مِنْ شَفِیعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ» [یونس : ۳] . ترجمه: انتظام کارها را می‌کند. کسی نمی‌تواند سفارش کند مگر بعد از اجازه‌ی او.

دلیل دوم: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ» [الرعد : ۲] . ترجمه: تدبیر می‌کند کارها را و ظاهر می‌کند نشانیها را تا که شما به ملاقات پروردگار خود یقین کنید.

دلیل سوم: «یُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ» [السجده : ۵] . ترجمه: به تدبیر فرود می‌آورد کار را از آسمان تا زمین.

مرتبه چهارم توحید در الوهیت و معبودیت

 یعنی یگانه دانستن خداوند متعال در ألوهیت و معبودیت و إعتقاد داشتن به این أمر که فقط خداوند مستحق تمام اقسام عبادات است و هیچ موجودی دیگر شایستگی ألوهیت و معبودیت را ندارد . در مقابل این درجه توحید شرک در ألوهیت و معبودیت است . یعنی غیرالله را مستحق عبادت دانستن ، خواه ذاتی باشد یا عطائی که او را بالذات مستحق عبادت بداند یا او را مشیر ، وزیر ، و شفیع قهری درگاه خداوند دانسته عبادت کند .

دلیل اول: «فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» [محمد : ۱۹] . ترجمه: پس یقین کن که نیست هیچ معبودی بر حق مگر خدا.

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “مختصر معارف التوحید(قسمت دوم)”

قالب وردپرس