»آخرین مطالب سایت
وبسایت رسمی مولانا عبدالصمد غیاثی
تعریف تقلید

تعریف تقلید

تقلید در اصل آنست که بر قول و فعل یکی از پیشوایان دینی، بنابر این حسن ظن که او این گفته راج از قرآن و حدیث می گوید، عمل کند. و این تسلیم و عمل خود را بر دانستن دلیل مشروط نکند، لیکن اگر در آنوقت یا بعد از آن دلیل برایش معلوم شد، این منافی تقلید نیست.

خلاصه اینکه در تقلید مطالبه ی دلیل شامل نیست و دانستن دلیل با آن معارض نیست. (السبک الفرید لسلک التقلید، أحسن الفتاوی،  ج۱، ص۴۰۸
التقلید: عباره عن اتباع الإنسان غیره فیما یقول أو یفعل، معتقداً للحقیقه فیه، من غیر نظر وتأمل فی الدلیل، کأن هذا المتبع، جعل قول الغیر أو فعله قلادهً فی عنقه. وعبارهٌ عن قبول قول الغیر بلا حجه ولا دلیل. (التعریفات – ۱ / ۲۱
تقلید عبارت است از اتباع نمودن انسان دیگری را در حالی که معتقد به حقانیت آنست در آنچه می گوید یا انجام می دهد، ، بدون اینکه در دلیل تأمل کند، گویا این متبع قول شخصی دیگر را گردنبندی دور گردن خود قرار داده است. نیز عبارت است از قبول قول غیر بدون حجت و دلیل.
التقلید: مصدر- فی عرف الفقهاء: هو قبول قول الغیر بلا حجه، ولا دلیل. (القاموس الفقهی – ۱ / ۳۰۸
تقلید مصدر است و در عرف فقهآء عبارت است از قبول نمودن قول دیگری بدون حجت و دلیل.
ناگفته نماند تعریفی که برای تقلید بیان نموده اند، در عرف فقهآء می باشد، و این تعریف از قرآن و حدیث ثابت نیست. آنچه در قرآن و حدیث آمده است، با لفظ اتباع، اقتداء، اهتداء و اطاعت می باشد.
تقلید از قلاده (گردنبند) گرفته شده است
القلادَهُ: التی فی العنق. وقَلَّدْتُ المرأه فَتَقَلَّدَتْ هی. ومنه التَقلید فی الدینِ، وتَقلیدُ الوُلاهِ الأعمالَ. وتَقْلیدُ البَدَنهِ: أن یُعلَّقَ فی عنقها شیءٌ لیُعلمَ أنَّها هَدْیٌ. (الصحاح فی اللغه – ۲ / ۹۱(
قلاده آنست که دور گردن می اندازند، گفته می شود گردنبند دور گردن زن انداختم پس او گردنبند دور گردنش انداخت، و تقلید در دین و به عهده گرفتن سرپرستان امور کارها را نیز از همین ماده گرفته شده است. و تقلید شتر اینست که چیزی دور گردنش انداخته می شود تا دانسته شود که آن هدیه حرم است.
قال الزجاج کانوا یُقَلِّدُون الإِبل بِلِحاءِ شجر الحرم ویعتصمون بذلک من أَعدائهم (لسان العرب – (۳ / ۳۶۵(
زجاج می فرماید: شتر را با پوست درخت حرم تقلید می کردند و به اینصورت از دشمنان شان محفوظ می ماندند.
پس معلوم شد که تقلید برای انسان هم زینتی است و هم سبب حفاظت و نجات قرار می گیرد.
اعتماد و انقیاد
در حقیقت دین نام اعتماد و انقیاد است، اگر در دنیا این دو صفت اعتماد و انقیاد از بین بروند نام و نشانی از دین باقی نمی ماند. این اعتماد و انقیاد از زمان رسول اکرم صلی الله علیه و سلم تاکنون جاری بوده و مدار شریعت بر آن است. (السبک الفرید لسلک التقلید، أحسن الفتاوی،  ج۱، ص۴۰۸
سعی و تلاش بر اینکه اعتماد مردم از علمآ و فقهآء و مجتهدین از بین برود و هر یک مطابق فهم خود مسائل را از قرآن و حدیث بگیرند، در این دور پر فتن که الحاد و بی دینی از هر طرف ظاهر است، کمک بزرگی است برای دین گریزی و عمل بر خواهشات نفسانی. و هدف از تقلید حفاظت دین مبین اسلام است نه چیز دیگر، و هرچیزی که سبب حفاظت دین باشد در خوبی آن سخنی وجود ندارد.
شاه ولی الله محدث دهلوی رحمه الله می فرماید: «امت اجماع نموده است که تقلید از مذاهب چهارگانه تدوین شده جایز است و این اجماع تا امروز برقرار است در این تقلید مصالحی وجود دارد که بر کسی مخفی نمانده اند بویژه در این روزها که همتها کوتاه شده و هوا و هوس در دلها جای گرفته است و هر یکی به رأی و اندیشه خود خوش بین است (حجه الله البالغه، ج۱، ص۴۴۱(
تقلید شخصی و غیر شخصی
تقلید شخصی اینست که از مذهبی که به یک مجتهد منسوب است بر مسائل مفتی به آن بدون طلب دلیل عمل کند چه آن مسائل از خود امام باشند یا از شاگردان وی؛ لیکن طوری باشند که نام یک مذهب معین بر آن صادق بیاید.
تقلید غیر شخصی آنست که از مسائل مفتی به مجتهدین متعدد بدون طلب دلیل عمل کند؛ لیکن یک مسأله را از یک امام و مسأله ای دیگر را از امامی دیگر بگیرد؛ یعنی التزام مسائل یک مجتهد معین را نکند.
از زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم تا آخر قرن دوم هجری تقلید غیر شخصی رائج بود. چون در آن زمان اصول و ضوابط مجتهدین مدون نبودند، لذا تقلید از یک مذهب معین مشکل بود، نیز در آن زمان تقوا و دیانت افرادی که مجتهد نبودند کامل بود؛ لذا از گرفتن اقوال مجتهدین شائبه عمل به خواهشات نبود.
تا اینکه در آخر قرن دوم هجری علمای ربانی به تدوین اصول و فروع پرداختند و شاگردان زبده ی آنها این سلسله را شروع نمودند و آن را تدوین نمودند، در قرن سوم اکثر مردم به طور تقلید شخصی آن را اختیار نمودند.
در قرن چهارم علاوه بر مذاهب اربعه از مجتهدین دیگر نیز تقلید می شد؛ لیکن مذاهب مجتهدین دیگر به این صورت حفاظت نشدند که تا مدت طولانی به صورت مدون باقی بمانند، چنانکه بعد از قرن چهارم هجری غیر از مذاهب چهارگانه هیچ مذهبی باقی نماند و لطف خداوند شامل این چهار مذهب شد که تقلید شخصی در اینها منحصر گردید. (السبک الفرید لسلک التقلید، أحسن الفتاوی،  ج۱، ص۴۱۲(
وجوب تقلید شخصی
واجب بر دو قسم است ۱- لعینه ۲- لغیره . تقلید شخصی واجب لغیره است، زیرا که در ترک تقلید شخصی مفاسدی وجود دارد که پرهیز از آنها ضروری است، و مقدمه ی واجب نیز واجب است. (السبک الفرید لسلک التقلید، أحسن الفتاوی،  ج۱، ص۴۱۳(
علامه انور شاه کشمیری رحمه الله می نویسد: « أمَّا دورانُ المستفتی بین المذاهب الأربعه، فذلک باطلٌ، لما مرَّ منِّی: أن التناقضَ فی الدین مما لا نظیرَ له، والدورانُ یُوجِبُ ذلک، وإن لم یُشْعِرْ به. ومن ههنا عُلِمَ ضروره التقلید الشخصیِّ، فإن تقلیدَ الأئمه الأربعه فی وقتٍ واحدٍ یُوجِبُ التزام التناقُض، کما قرَّرناه. (فیض الباری شرح صحیح البخاری – (۷ / ۳۵۰(
اما دور زدن مستفتی بین مذاهب چهارگانه باطل است، چون تناقض در دین نظیر و مشابه ندارد، و دور زدن موجب تناقض است، گرچه خودش متوجه آن نباشد. از اینجاست که ضرورت تقلید شخصی دانسته می شود، زیرا که تقلید ائمه اربعه در یک وقت سبب می شود که تناقض لازم بیاید.
شیخ الاسلام محمد بن تیمیه رحمه الله در پاسخ این مسأله که شخصی همسرش را سه طلاق می دهد در حالیکه ولی نکاح زن فاسق بوده آیا عقد فاسق صحیح است یا خیر؟ می نویسد: « وهؤلاء المطلقون لا یفکرون فی فساد النکاح بفسق الولى إلا عند الطلاق الثلاث لا عند الإستمتاع والتوارث فیکونون فی وقت یقلدون من یفسده وفی وقت یقلدون من یصححه بحسب الغرض والهوى ومثل هذا لا یجوز باتفاق الأمه ونظیر هذا أن یعتقد الرجل ثبوت شفعه الجوار إذا کان طالبا لها ویعتقد عدم الثبوت إذا کان مشتریا فإن هذا لا یجوز بالإجماع (مجموع الفتاوى – (۳۲ / ۱۰۰) الفتاوى الکبرى – (۳ / ۲۰۴(
این طلاق دهندگان در مورد فساد نکاح به فسق فقط زمانی فکر می کنند که طلاق ثلاثه باشد نه زمانی که فایده و إرث می برند، پس مطابق با غرض و خواهشات گاهی از کسی تقلید می کنند که نکاح را فاسد می داند و گاهی از کسی که آن را صحیح می داند و این به اتفاق امت جایز نیست. مثالش اینست که شخصی زمانی که خواهان شفعه جوار باشد به ثبوت آن معتقد باشد و زمانی که مشتری باشد به عدم ثبوت آن معتقد نباشد این به اجماع جایز نیست.
علامه محمد عبدالروف المناوی رحمه الله در فیض القدیر شرح الجامع الصغیر می نویسد: «أما الیوم فلا یجوز تقلید غیر الأئمه الأربعه فی قضاء ولا إفتاء» (فیض القدیر – (۴ / ۶۶۴)
اما امروز تقلید از غیر ائمه اربعه در قضاوت و در فتوا جایز نیست.
علامه ابن علان الصدیقی در دلیل الفالحین شرح ریاض الصالحین می نویسد: «أما فی زمننا فقال بعض أئمتنا: لا یجوز تقلید غیر الأئمه الأربعه. الشافعی ومالک وأبی حنیفه وأحمد. (دلیل الفالحین لطرق ریاض الصالحین – (۲ / ۱۰۱)
اما در زمان ما بعضی از ائمه ما گفته اند: تقلید غیر از ائمه اربعه شافعی و مالک و ابوحنیفه و احمد جایز نیست.
علامه ابن خلدون می نویسد: «ووقف التقلید فی الأمصار عند هؤلاء الأربعه، ودرس المقلدون لمن سواهم – الی أن قال – ومدعی الاجتهاد لهذا العهد مردود منکوص على عقبه مهجور تقلیلده. وقد صار أهل الإسلام الیوم على تقلید هؤلاء الأئمه الأربعه. (مقدمه ابن خلدون – (۱ / ۲۵۷)
و تقلید در شهرها بر این چهار امام موقوف گردید و مقلدان غیر اینها از بین رفتند ….. و مدعی اجتهاد در این زمان مردود است و بر پشت پایش بازگردانده شده است و تقلیدش متروک است. و امروز اهل اسلام از ائمه اربعه تقلید می کنند.
عبدالمحسن العباد در شرح سنن ابی داود می نویسد: «فاشتهرت تلک المذاهب، وهم أئمه هدى وأهل سنه، وهی مذاهب أهل السنه بخلاف المذاهب الأخرى کالزیدیه والإباضیه والهادویه، فإن هذه مذاهب أخرى غیر مذاهب أهل السنه، أما هؤلاء الأربعه فهم على نهج واحد وعلى طریقه واحده، فأصولهم متفقه من حیث العقیده، وبالنسبه للفروع فهم مجتهدون. (شرح سنن أبی داود – عبدالمحسن العباد – ۱ / ۲)
این مذاهب مشهور گشتند، و ایشان ائمه ی هدایت و اهل سنت هستند، و اینها مذاهب اهل سنت اند برخلاف مذاهب دیگر مانند زیدیه و إباضیه و هادویه، زیرا که اینها مذاهبی دیگر غیر از اهل سنت هستند، اما این چهار مذهب بر یک منهج و یک روش هستند، و اصول آنها از نظر عقیده متفق است و به نسبت فروع مجتهد هستند

نویسنده: مولانا عبدالصمد غیاثی

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “تعریف تقلید”

قالب وردپرس