»آخرین مطالب سایت
وبسایت رسمی مولانا عبدالصمد غیاثی
ترجمه ی آیاتی چند از سوره یوسف

ترجمه ی آیاتی چند از سوره یوسف

بسم الله الرحمن الرحیم

به فضل و توفیق الهی توانستم چند پاره از قرآن کریم را به روشی که نمونه آن را ملاحظه می فرمائید بنویسم و از خداوند می خواهم که به این حقیر توفیق دهد که آن را به پایان برسانم. هدف از آوردن این نمونه از ترجمه قرآن اینست که قبل از چاپ، از نظرات و پیشنهادات افراد باسواد و صاحب نظر استفاده کنم چون خداوند می فرماید: «وَفَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ» (۷۶) خواهشمندم مرا در این امر مهم یاری فرمائید. ناگفته نماند که این ترجمه تحت اللفظی و به روشی است که عموم مردم از آن استفاده ببرند و عام فهم باشد. منتظر نظرات و پیشنهادات شما هستم . التماس دعای خیر.

(ترجمه ی آیاتی چند از سوره یوسف)

وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ (۵۳)

“وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی” و (یوسف علیه السلام فرمود:) من تبرئه نمیکنم نفس خود را “إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ” زیرا که نفس بسیار أمر کننده است به بدی “إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّی” مگر کسی که رحم کند (بر او) پروردگارم (پس او را حفاظت می کند) “إِنَّ رَبِّی” یقینا پروردگار من “غَفُورٌ رَحِیمٌ” بسیار بخشنده و بی نهایت رحم کننده است (۵۳)

وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمَّا کَلَّمَهُ قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ لَدَیْنَا مَکِینٌ أَمِینٌ (۵۴) قَالَ اجْعَلْنِی عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ (۵۵)

“وَقَالَ الْمَلِکُ” و (زمانی که عذر یوسف علیه السلام برای پادشاه ظاهر شد و علم و امانت داری وی را شناخت) پادشاه گفت: “ائْتُونِی بِهِ” بیاورید نزد من یوسف را “أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی” تا خالص بگردانم او را برای خودم (یعنی او را مشاور خاص خود می گردانم) “فَلَمَّا کَلَّمَهُ” پس زمانی که پادشاه سخن گفت با یوسف “قَالَ إِنَّکَ الْیَوْمَ” پادشاه گفت: یقینا تو ای یوسف امروز “لَدَیْنَا مَکِینٌ أَمِینٌ” نزد ما صاحب قدر و منزلت و امانت دار هستی (۵۴) “قَالَ اجْعَلْنِی” یوسف علیه السلام فرمود: مقرر کن مرا (برای خدمت خلق) “عَلَى خَزَائِنِ الْأَرْضِ” بر خزانه های سرزمین مصر “إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ” همانا من حفاظت کننده ای دانا هستم (۵۵)

وَکَذَلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ یَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یَشَاءُ نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا مَنْ نَشَاءُ وَلَا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ (۵۶) وَلَأَجْرُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ لِلَّذِینَ آمَنُوا وَکَانُوا یَتَّقُونَ (۵۷)

“وَکَذَلِکَ مَکَّنَّا و همینطور ما قدرت دادیم لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ” یوسف را در سرزمین مصر “یَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَیْثُ یَشَاءُ” جای می گرفت از آن سرزمین هر جا که می خواست “نُصِیبُ بِرَحْمَتِنَا” می رسانیم رحمت خود را (یعنی نعمت خود را) “مَنْ نَشَاءُ” به کسی که ما بخواهیم (در دنیا و آخرت) “وَلَا نُضِیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِینَ” و ضایع نمی گردانیم مزد نیکوکاران را (۵۶) “وَلَأَجْرُ الْآخِرَهِ خَیْرٌ” و البته مزد آخرت (از مزد دنیا) بهتر است “لِلَّذِینَ آمَنُوا” برای کسانی که ایمان آوردند “وَکَانُوا یَتَّقُونَ” و (از کفر و شرک) پرهیز می کردند (۵۷)

وَجَاءَ إِخْوَهُ یُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَیْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ (۵۸) وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ قَالَ ائْتُونِی بِأَخٍ لَکُمْ مِنْ أَبِیکُمْ أَلَا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْکَیْلَ وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ (۵۹) فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِی بِهِ فَلَا کَیْلَ لَکُمْ عِنْدِی وَلَا تَقْرَبُونِ (۶۰)

“وَجَاءَ إِخْوَهُ یُوسُفَ” و (برای گرفتن گندم) آمدند برادران یوسف (بجز بنیامین) “فَدَخَلُوا عَلَیْهِ” پس داخل شدند بر یوسف “فَعَرَفَهُمْ” پس شناخت یوسف آنها را “وَهُمْ لَهُ مُنْکِرُونَ” در حالیکه آنها یوسف را نشناختند (۵۸) “وَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهَازِهِمْ” و زمانی که آماده کرد یوسف برای آنها وسایل آنها را “قَالَ ائْتُونِی” فرمود: بیاورید نزد من “بِأَخٍ لَکُمْ مِنْ أَبِیکُمْ” برادرتان را که از پدرتان است (یعنی برادر علاتی خود را) “أَلَا تَرَوْنَ” آیا نمی بینید “أَنِّی أُوفِی الْکَیْلَ” که من کامل می دهم پیمانه را (و حق هیچ کس را کم نمی کنم) “وَأَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ” و من بهترین میزبانان هستم (۵۹) “فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِی بِهِ” پس اگر نیاوردید نزد من برادرتان را (یعنی بنیامین را) “فَلَا کَیْلَ لَکُمْ عِنْدِی” نیست پیمانه ای برای شما نزد من “وَلَا تَقْرَبُونِ” و نزدیک نشوید به من (یعنی در مملکت من داخل نشوید) (۶۰)

قَالُوا سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ (۶۱) وَقَالَ لِفِتْیَانِهِ اجْعَلُوا بِضَاعَتَهُمْ فِی رِحَالِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَهَا إِذَا انْقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (۶۲)

“قَالُوا برادران یوسف گفتند: سَنُرَاوِدُ عَنْهُ أَبَاهُ” خواهیم خواست بنیامین را از پدرش “وَإِنَّا لَفَاعِلُونَ” و ما خواهیم کرد (آنچه را که ما را به آن دستور دادی) (۶۱) “وَقَالَ لِفِتْیَانِهِ” و یوسف علیه السلام فرمود: به غلامان خود “اجْعَلُوا بِضَاعَتَهُمْ فِی رِحَالِهِمْ” بگذارید سرمایه آنها را در بارهای شان “لَعَلَّهُمْ یَعْرِفُونَهَا” تا ایشان بشناسند کالای خود را “إِذَا انْقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمْ” وقتی که برگشتند به سوی اهل خود “لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ” تا ایشان برگردند (و بار دیگر نزد من بیایند و برادرم بنیامین را بیاورند) (۶۲)

فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مُنِعَ مِنَّا الْکَیْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا نَکْتَلْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ (۶۳) قَالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلَّا کَمَا أَمِنْتُکُمْ عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ (۶۴)

“فَلَمَّا رَجَعُوا إِلَى أَبِیهِمْ” پس وقتی که برگشتند به سوی پدرشان “قَالُوا یَا أَبَانَا” گفتند ای پدر ما “مُنِعَ مِنَّا الْکَیْلُ” باز داشته شد از ما پیمانه (اگر بنیامین را با خود نبریم) “فَأَرْسِلْ مَعَنَا أَخَانَا پس بفرست با ما برادرمان را نَکْتَلْ” که پیمانه بگیریم (یعنی طعام بگیریم و مانع از بین برود) “وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ” و همانا ما برادرمان را (از اینکه چیز ناگواری به او برسد) حفاظت کننده ایم (۶۳) “قَالَ” پدرشان گفت: “هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ” امین قرار نمی دهم شما را بر بنیامین “إِلَّا کَمَا أَمِنْتُکُمْ” مگر همانطور که امین گردانیدم شما را “عَلَى أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ” بر برادرش (یوسف) پیش از این (یعنی بر شما هیچ اعتماد نیست، در مورد یوسف هم گفتید: إنا له لحافظون و آنچه خواستید انجام دادید) “فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا” پس الله بهتر است (از شما و از هر کسی دیگر) از نظر حفاظت کردن “وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ” و او رحم کننده ترین رحم کننده گان است (۶۴)

 وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَیْهِمْ قَالُوا یَا أَبَانَا مَا نَبْغِی هَذِهِ بِضَاعَتُنَا رُدَّتْ إِلَیْنَا وَنَمِیرُ أَهْلَنَا وَنَحْفَظُ أَخَانَا وَنَزْدَادُ کَیْلَ بَعِیرٍ ذَلِکَ کَیْلٌ یَسِیرٌ (۶۵)

“وَلَمَّا فَتَحُوا مَتَاعَهُمْ” و زمانیکه (برادران یوسف) باز کردند کالای خویش را (که از مصر آورده بودند) “وَجَدُوا بِضَاعَتَهُمْ” یافتند سرمایه خود را “رُدَّتْ إِلَیْهِمْ” که برگردانیده شد به سوی آنها “قَالُوا یَا أَبَانَا گفتند: ای پدر ما مَا نَبْغِی” (از اکرام و احسان پادشاه) چه می خواهیم “هَذِهِ بِضَاعَتُنَا” ای سرمایه ی ما است “رُدَّتْ إِلَیْنَا” که برگردانیده شده به سوی ما “وَنَمِیرُ أَهْلَنَا” (پس وقتی که پادشاه اینطور مهربان است، حتما اجازه بده که ما برمی گردیم) و طعام می آوریم برای اهل خود “وَنَحْفَظُ أَخَانَا” و حفاظت می کنیم برادرمان را “وَنَزْدَادُ کَیْلَ بَعِیرٍ” و اضافه می آوریم پیمانه یک بار شتر “ذَلِکَ کَیْلٌ یَسِیرٌ” آنچه آوردیم پیمانه ی کمی است (زود تمام می شود و برای ما کافی نیست) (۶۵)

قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ حَتَّى تُؤْتُونِ مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ لَتَأْتُنَّنِی بِهِ إِلَّا أَنْ یُحَاطَ بِکُمْ فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ قَالَ اللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیلٌ (۶۶)

“قَالَ لَنْ أُرْسِلَهُ مَعَکُمْ” یعقوب علیه السلام فرمود: هرگز نمی فرستم بنیامین را همراه شما “حَتَّى تُؤْتُونِ” تا اینکه بدهید به من “مَوْثِقًا مِنَ اللَّهِ” عهدی کامل از الله (یعنی الله را بر خود گواه بگیرید) “لَتَأْتُنَّنِی بِهِ” که البته حتما بیاورید نزد من او را “إِلَّا أَنْ یُحَاطَ بِکُمْ” مگر اینکه احاطه کرده شوید همه ی شما “فَلَمَّا آتَوْهُ مَوْثِقَهُمْ” پس وقتی که دادند به یعقوب علیه السلام عهد خویش را “قَالَ” یعقوب علیه السلام فرمود: “اللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَکِیلٌ” الله بر آنچه ما می گوئیم گواه است (۶۶)

وَقَالَ یَا بَنِیَّ لَا تَدْخُلُوا مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَهٍ وَمَا أُغْنِی عَنْکُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ (۶۷)

“وَقَالَ یَا بَنِیَّ” و (زمانیکه فرزندان خواستند از نزد یعقوب خارج شوند) یعقوب علیه السلام فرمود: ای فرزندان من “لَا تَدْخُلُوا” داخل نشوید (در شهر مصر) “مِنْ بَابٍ وَاحِدٍ” از یک در (که چشم کرده نشوید) “وَادْخُلُوا” و داخل شوید “مِنْ أَبْوَابٍ مُتَفَرِّقَهٍ” از درهای پراکنده “وَمَا أُغْنِی عَنْکُمْ” و من دفع نمی کنم از شما “مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْءٍ” از قضای خدا هیچ چیزی را “إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ” نیست حکم مگر فقط برای خدا “عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ” فقط بر او توکل نمودم “وَعَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ” و فقط بر او باید توکل نمایند توکل کنندگان (۶۷)

 

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “ترجمه ی آیاتی چند از سوره یوسف”

قالب وردپرس