»آخرین مطالب سایت
وبسایت رسمی مولانا عبدالصمد غیاثی
أهمیت فقه در اسلام

أهمیت فقه در اسلام

 

الحمد لله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا أن هدانا الله و الصلاه والسلام علی رسوله محمد و علی آله و أصحابه أجمعین أما بعد: مطلبی که پیش رو دارید در مورد أهمیت فقه می باشد، فقه یکی از نیازهای جامعه ی اسلامی است که یک مسلمان در تمام شعبه های زندگی نیازهای خویش را باید از فقه حاصل کند و بر مسائلی که فقهآء از قرآن و حدیث استنباط و استخراج نموده اند عمل کند. فقه توضیحی است برای قرآن و حدیث، در قرآن خداوند به جای جزئیات کلیات را بیان فرموده است و رسول الله صلی الله علیه و سلم برآن کلیات توضیحاتی بیان فرموده و روش عمل را بیان نموده است، فقهاء مسائل جزئی و احتمالی را توضیح داده اند. به عنوان مثال خداوند می فرماید:« وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ»  [البقره : ۴۳] ونماز را قائم دارید و زکات را بپردازید. اما، در هیچ آیه ای در قرآن روش نماز خواندن و روش ادا کردن زکات بیان نشده است، لیکن رسول الله صلی الله علیه و سلم با اقوال و افعال خویش روش نماز خواندن را به مسلمانان یاد داده، و همچنین نصاب زکات و روش پرداخت آن را روشن نموده است. لیکن اگر یکی در نماز اشتباهاتی داشت نمازش چه می شود؟ با چه کارهائی نماز فاسد و با چه اعمالی مکروه می شود؟ در چه صورتی سجده ی سهو لازم است؟ فرائض، واجبات، سنتها، مستحبات و مکروهات نماز کدامند؟ اینگونه مسائل را فقهآء بیان نموده اند وبرای هر یک از اینها تعریفی در قرآن و حدیث نیامده است. و همینطور مسائل زکات، حج، معاملات، معاشرات و هزاران مسائل که در هر زمینه یک مسلمان برای اینکه زندگی اش مطابق با دستورات اسلام باشد چاره جز عمل به این مسائل که فقهای امت نگاشته اند و به صورت کتب فقهی معروف هستند ندارد.

تعریف فقه

علامه محمد أمین معروف به ابن عابدین فقه را اینگونه تعریف نموده است:«فَالْفِقْهُ لُغَهً : الْعِلْمُ بِالشَّیْءِ ثُمَّ خُصَّ بِعِلْمِ الشَّرِیعَهِ ، وَفَقِهَ بِالْکَسْرِ فِقْهًا عَلِمَ ، وَفَقُهَ بِالضَّمِّ فَقَاهَهً صَارَ فَقِیهًا. وَاصْطِلَاحًا : عِنْدَ الْأُصُولِیِّینَ الْعِلْمُ بِالْأَحْکَامِ الشَّرْعِیَّهِ الْفَرْعِیَّهِ الْمُکْتَسَبُ مِنْ أَدِلَّتِهَا التَّفْصِیلِیَّهِ». (رد المحتار – (۱ / ۸۰ – المکتبه الشامله)

فقه در لغت: یعنی دانستن چیزی، سپس به علم شریعت خاص شد، فَقِهَ با کسره قاف یعنی دانست، فَقُهَ به ضمه قاف یعنی فقیه گردید.

فقه در اصطلاح: نزد اصولیین عبارت است از دانستن احکام شرعی فروعی که از دلایل تفصیلی آن حاصل شده و به دست آمده اند.

امام ابوحنیفه رحمه الله فقه را اینگونه تعریف نموده است: «معرفه النفس ما لها وما علیها (حاشیه رد المحتار – (۱ / ۶۶) فقه عبارت است از شناختن نفس آنچه را که به نفع وی و آنچه را که به ضرر اوست.

مأخذ و مصدر فقه

باید دانست که فقه اینطور نیست که آراء شخصی باشد و هر مجتهدی آنچه به ذهنش رسیده بدون دلیل بیان کند و عموم مردم از آن پیروی کنند و قرآن و حدیث را کنار بگذارند، بلکه مأخذ فقه کتاب الله و سنت رسول الله و اجماع امت و قیاس می باشد. محمد علاء الدین الحصفکی می نویسد: «واستمداده من الکتاب والسنه والاجماع والقیاس» (الدر المختار – (۱ / ۴۱ – المکتبه الشامله) و مأخذ فقه از کتاب و سنت و اجماع و قیاس می باشد.

امام رازی رحمه الله این چهار اصول را از آیه ی «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا (۵۹) [النساء : ۵۹] ثابت نموده است، علاقه مندان می توانند تفسیر این آیه را در تفسیر کبیر امام رازی مطالعه کنند.

هدف و غرض فقه

هدف و غرض از فقه اینست که انسان زندگی خویش را موافق احکام شرعی بگذراند و سعادت دنیا و آخرت را حاصل نماید. «وغایته الفوز بسعاده الدارین». (الدر المختار – (۱ / ۴۱- المکتبه الشامله)

سند فقه

 وَقَدْ قَالُوا : الْفِقْهُ زَرَعَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ ، وَسَقَاهُ عَلْقَمَهُ ، وَحَصَدَهُ إبْرَاهِیمُ النَّخَعِیّ ، وَدَاسَهُ حَمَّادٌ ، وَطَحَنَهُ أَبُو حَنِیفَهَ ، وَعَجَنَهُ أَبُو یُوسُفَ وَخَبَزَهُ مُحَمَّدٌ ، فَسَائِرُ النَّاسِ یَأْکُلُونَ مِنْ خُبْزِهِ. (رد المحتار – (۱ / ۱۱۸)

علماء فرموده اند: نخستین شخص از میان اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم که تخم فقه را که حضرت محمد صلی الله علیه و سلم از کتاب و سنت آورده بود کاشت، عبد الله بن مسعود بود، وعلقمه آن را آبیاری کرد، ابراهیم نخعی آن را درو نمود، و حماد آن را کوبید، وابوحنیفه آن را آرد نمود، بعد از آن ابویوسف آن را خمیر نموده و امام محمد آن را پخت، اکنون عموم مردم از نانی که امام محمد پخته است می خورند.

کتب فقهی احناف

کتب فقهی احناف در قرن دوم هجری توسط امام محمد شاگرد امام ابوحنیفه رحمهما الله نوشته شدند، اینها شش کتابند که به علت شهرتی که داشتند و به روایت ثقات از وی ثابت هستند به ظاهرالروایت و أصول معروف اند، که عبارتند از: ۱- المبسوط ۲- الزیادات ۳- الجامع الصغیر ۴- الجامع الکبیر ۵- السیر الصغیر ۶- السیر الکبیر. و کتب متون فقهی دیگر احناف از همین کتابها گرفته شده اند.

ثبوت فقه از قرآن

خداوند می فرماید: «وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طَائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ (۱۲۲) [التوبه : ۱۲۲] شایسته نیست برای مؤمنان که همگی (برای جهاد) بیرون روند، چرا از هرگروه بزرگ از میان ایشان گروه کوچکی خارج نمی شود، تا فقیه شوند در دین و تا بترسانند قوم خویش را زمانیکه برمی گردند به سوی قوم خویش، تا ایشان بترسند (و نافرمانی نکنند)

در این آیه خداوند فرمودند: «لِیَتَفَقَّهُوا» تفقه از باب تفعل است و اشاره است به اینکه با تکلف و تحمل مشقتها و سختی ها فقیه بودن در دین را حاصل کنند، زیرا که انسان بدون تلاش و کوشش فقیه نمی گردد. علامه آلوسی رحمه الله می نویسد: « { لّیَتَفَقَّهُواْ فِى الدین } أی لیتکلفوا الفقاهه فیه فصیغه التفعل للتکلف ، ولیس المراد به معناه المتبادر بل مقاساه الشده فی طلب ذلک لصعوبته فهو لا یحصل بدون جد وجهد» (تفسیر الألوسی – (۷ / ۴۰۳- المکتبه الشامله).

دو گروه مجاهدین و فقهآء

در این آیه خداوند دو گروه را ذکر فرمودند ۱- گروه مجاهدین ۲- گروه فقهاء. برای سر بلندی اسلام در هر زمان به این دو گروه نیازمندیم، اگر مجاهدین و سرفروشان نباشند کفار بر مسلمانان تسلط می یابند وغلبه حاصل می کنند، اگر فقهاء وعلماء نباشند عموم مردم نمی دانند چگونه بر دین عمل کنند و مسائل دینی را نمی فهمند.

فقهاء و مجاهدین در حدیث

رسول الله صلی الله علیه و سلم نیز سر بلندی اسلام و مسلمین را در موجود بودن این دو گروه قرار داده، چنانکه در حدیثی فرمودند: «مَنْ یُرِدْ اللَّهُ بِهِ خَیْرًا یُفَقِّهْهُ فِی الدِّینِ وَلَا تَزَالُ عِصَابَهٌ مِنْ الْمُسْلِمِینَ یُقَاتِلُونَ عَلَى الْحَقِّ ظَاهِرِینَ عَلَى مَنْ نَاوَأَهُمْ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ» (صحیح مسلم، بَاب قَوْلِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ لَا تَزَالُ طَائِفَهٌ مِنْ أُمَّتِی ظَاهِرِینَ عَلَى الْحَقِّ لَا یَضُرُّهُمْ مَنْ خَالَفَهُمْ). کسی که الله به او اراده ی خیر بکند او را در دین فقیه می گرداند، و همیشه گروهی از مسلمین جهت اثبات حق می جنگند، و بر کسی که با آنها دشمنی کند تا روز قیامت غالب هستند. غلبه ی مسلمانان به دو صورت است، اگرمسلمان واقعی باشند و صلاحیت و شایستگی داشته باشند، به اعتبار حکومت و سلطنت غالب می شوند، و اگر این صلاحیت را نداشته باشند، با دلیل و حجت همیشه غالب هستند.

یادگیری فقه از عبادت افضل است

از ابن عباس رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «فَقِیهٌ أَشَدُّ عَلَى الشَّیْطَانِ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ» قَالَ أَبُو عِیسَى هَذَا حَدِیثٌ غَرِیبٌ وَلَا نَعْرِفُهُ إِلَّا مِنْ هَذَا الْوَجْهِ مِنْ حَدِیثِ الْوَلِیدِ بْنِ مُسْلِمٍ (سنن الترمذی، بَاب مَا جَاءَ فِی فَضْلِ الْفِقْهِ عَلَى الْعِبَادَهِ) یک فقیه بر شیطان از هزار عابد شدیدتر است.

علت اینکه یک فقیه بر شیطان بسیار سخت است اینست که فقیه از شیطان اطاعت نمی کند و دیگران را نیز از اطاعت شیطان باز می دارد و به راه دین راهنمائی می کند.

هر محدثی فقیه نیست

از زید بن ثابت رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمودند: «نَضَّرَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ مَقَالَتِی فَبَلَّغَهَا فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ غَیْرِ فَقِیهٍ وَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْهُ زَادَ فِیهِ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ ثَلَاثٌ لَا یُغِلُّ عَلَیْهِنَّ قَلْبُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ إِخْلَاصُ الْعَمَلِ لِلَّهِ وَالنُّصْحُ لِأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ وَلُزُومُ جَمَاعَتِهِمْ (سنن ابن ماجه، بَاب مَنْ بَلَّغَ عِلْمًا)

سبز و خرّم بگرداند الله شخصی را که گفته ی مرا شنید و آن را (به دیگران) رسانید، بسیاری حمل کننده ی فقه وجود دارد که فقیه نیستند، و بسیاری حمل کننده ی فقه هستند، (که فقه را حمل می کنند) به سوی کسی که او از وی فقیه تر است. علی بن محمد در این حدیث این را اضافه کرده که: سه چیزاند که بر آنها قلب هیچ شخص مسلمانی خیانت نمی کند (یعنی هر کس بر این سه چیز عمل کند قلبش صاف و بدون کینه می ماند) ۱- خالص گردانیدن عمل فقط برای الله ۲- خیر خواهی برای سران و پیشوایان (دینی و دنیوی) مسلمانان  ۳- لازم گرفتن جماعت مسلمانان (و راهی را غیر از راه آنان انتخاب نکردن). این حدیث را امام أحمد بن حنبل نیز در مسند خویش روایت کرده است.

از این حدیث معلوم می گردد که بسیاری از محدثین هستند که حدیث را روایت می کنند اما از آن مسائل فقهی که در این حدیث نهفته است، بی خبراند و در ذهنشان نمی آید، لیکن فقیه مسائل زیادی را از همین حدیث استخراج می کند، پس معلوم شد که هر محدث فقیه نیست و فقهآء معنای حدیث را بهتر می فهمند. چنانکه امام ترمذی رحمه الله در مبحث غسل میت می فرماید: «وَکَذَلِکَ قَالَ الْفُقَهَاءُ وَهُمْ أَعْلَمُ بِمَعَانِی الْحَدِیثِ (سنن الترمذی – بَاب مَا جَاءَ فِی غُسْلِ الْمَیِّتِ) یعنی فقهآء اینطور گفته اند (که در غسل میت تعداد تعیین نشده) وفقهآء به معنای حدیث داناتراند. نیز حدیثی ترجیح دارد که اهل علم بر آن حدیث عمل می کنند، حدیثی که اهل علم بر آن عمل نمی کنند، گرچه از نظر سند صحیح باشد بر آن عمل نمی شود و ترجیح ندارد، امام ترمذی در مورد همین مسأله می نویسد: «وَالْعَمَلُ عَلَى هَذَا عِنْدَ أَهْلِ الْعِلْمِ» و نزد اهل علم عمل بر همین است.

اطاعت از فقهاء واجب است

خداوند می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلًا (۵۹)  [النساء : ۵۹] ای مؤمنان از الله اطاعت کنید، و از رسول خدا اطاعت کنید، وصاحبان حکم را که از شما هستند نیز اطاعت کنید، پس اگر با هم در مورد چیزی اختلاف کردید، آن را به خدا و رسول برگردانید، اگر به خدا و روز آخرت ایمان دارید، آن (برگردانیدن اختلافات به خدا و رسول) بهتر است و به اعتبار نتیجه نیکوتر است.

در این آیه خداوند علاوه از اطاعت خدا و رسول به اطاعت اولی الأمر نیز دستور داده است، أولی الأمر یعنی کسانی که حکم صادر می کنند، واینها دو گروه هستند: ۱- حاکمان، که در امور دنیوی حکم و دستور به دست آنهاست، لذا اطاعت از آنان در امور دنیوی به شرطی که حکمشان خلاف شریعت نباشد واجب است. ۲- علماء و فقهاء، که در امور دینی حکم می دهند و مسأله دینی را بیان می کنند و فتوا صادر می کنند، لذا عمل بر حکم آنان نیز واجب است. چنانکه علامه ابن کثیر رحمه الله می نویسد: «وقال علی بن أبی طلحه، عن ابن عباس: { وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ } یعنی: أهل الفقه والدین. وکذا قال مجاهد، وعطاء، والحسن البصری، وأبو العالیه: { وَأُولِی الأمْرِ مِنْکُمْ } یعنی: العلماء. والظاهر -والله أعلم-أن الآیه فی جمیع أولی الأمر من الأمراء والعلماء، کما تقدم. (تفسیر ابن کثیر)

قاضی ثناء الله رحمه الله نیز می نویسد: «و کذا یشتمل الفقهاء والعلماء والمشائخ بل اولى لانهم ورثه الأنبیاء وخازنوا احکام اللّه واحکام رسوله» (التفسیر المظهرى ـ موافقا للمطبوع – (۱ / ۸۲۸).

پس ثابت شد که اطاعت از فقهاء واجب است، و مسائلی که فقهاء بیان نموده اند برگرفته از قرآن و سنت می باشند. چون این مسائل اجتهادی هستند و فهم و استعداد افراد با هم فرق دارند و برابر نیستند، لذا شاهد اختلافاتی در میان فقهاء هستیم و این اختلافات فقهی در زمان صحابه نیز وجود داشته، چنانکه این امر بر کسانی که کتب حدیث را مورد مطالعه قرار داده اند، پوشیده نیست.

نتیجه گیری

در پایان نتیجه می گیریم که فقه وسیله ایست برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت، و همانطور که جهت دریافت راه صحیح و درست در امور دنیوی به متخصصین فن مراجعه می کنیم، در امور دین نیز باید به متخصصین که فقهاء می باشند مراجعه نموده و حل مسائل خود را از آنان جویا باشیم. ناگفته نماند که در زمان حاضر مفتیان هستند که با تلاش و جستجو از لابلای کتب فقهی پاسخگوی سوالات مردم هستند، و عموم مردم نیز باید به همین افراد جهت حل اختلافات مراجعه نمایند. اگر چنانچه یکی بگوید: من نیاز به کتب فقهی ندارم و مستقیماً از قرآن و حدیث مسائل را دریافت می کنم، به منزله ی اینست که بگوید من نیازی به نان نانوائی ندارم خودم گندم میکارم، آبیاری می کنم، درو میکنم، خرمن کوبی می کنم،آرد می کنم، خمیرنموده و میپزم. در جواب می گوئیم این زحمات که متحمل می شود برایش مبارک باد، اگر توان آن را دارد پس خودش فقیه است، اما همه ی مردم چنین توانائی و استعدادی را ندارند، پس لزوماً باید از همین نان و غذای آماده بخورند. وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین.

 

نویسنده:

مولوی عبدالصمد غیاثی

نظر بدهید!!!

نظر شما برای “أهمیت فقه در اسلام”

قالب وردپرس